آغازین یار دنیای امروز

آموزشی که شوق یادگیری را بیدار می‌کند.

آغازین یار دنیای امروز

آموزشی که شوق یادگیری را بیدار می‌کند.

درباره ما

آغازین یار دنیای امروز
آموزش ریاضی به سبکی نوین

گاهی یک جمله، مسیر زندگی آدم را تغییر می‌دهد.سال ۱۴۰۰، وقتی برای اولین بار کتاب «ذهنی برای اعداد» (A Mind for Numbers) دکتر باربارا اوکلی را می‌خواندم، به جمله‌ای برخوردم که مدت‌ها ذهنم را درگیر کرد:«مغز طوری طراحی شده است که می‌تواند محاسبات ذهنی پیچیده را انجام دهد… در واقع، همه‌ی ما درک و استعداد مادرزادی ریاضی و علوم را داریم.»این جمله برای من فقط یک نقل‌قول علمی نبود.احساس کردم کسی با زبان علم، چیزی را بیان کرده است که سال‌ها به آن باور داشتم.از دوران مدرسه و دانشگاه، هر زمان که برای یادگیری یک درس، روش درستی پیدا می‌کردم و با پشتکار ادامه می‌دادم، می‌توانستم آن را عمیق یاد بگیرم. همین تجربه باعث شده بود همیشه یک سؤال در ذهنم شکل بگیرد:اگر من توانستم یاد بگیرم، چرا دیگران نتوانند؟هیچ‌وقت نتوانستم این باور رایج را بپذیرم که یادگیری فقط مخصوص عده‌ای بااستعداد است.اما اگر واقعاً همه می‌توانند یاد بگیرند، پس چرا در دنیای واقعی، این اتفاق برای همه نمی‌افتد؟چرا این‌همه دانش‌آموز از ریاضی می‌ترسند؟چرا بسیاری از افراد، سال‌ها با این باور زندگی می‌کنند که «من استعداد ریاضی ندارم»؟و مهم‌تر از همه…آیا واقعاً راه دیگری برای آموزش وجود دارد؟همین سؤال‌ها، نقطه‌ی آغاز استارتاپ ما شدند.

همه‌چیز از یک بازی شروع شد...

جالب اینجاست که قبل از آشنایی با کتاب دکتر اوکلی، اولین قدم را برداشته بودم، بدون اینکه خودم بدانم قرار است این مسیر مرا به کجا برساند.اولین پروژه‌ای که ساختم، یک بازی ساده‌ی ریاضی با موتور Unity بود.در این بازی، دانش‌آموز با حل هر مسئله‌ی ریاضی، قدرت و جایزه به دست می‌آورد تا بتواند بلوک‌هایی را که به سمت او حرکت می‌کردند از بین ببرد. اگر موفق نمی‌شد، بازی را می‌باخت.هدفم ساده بود.می‌خواستم ببینم اگر یادگیری با بازی و لذت همراه شود، آیا بچه‌ها بیشتر با ریاضی ارتباط برقرار می‌کنند؟امروز که به آن پروژه نگاه می‌کنم، می‌بینم در واقع اولین تلاش من برای پاسخ دادن به همان سؤال قدیمی بود؛ هرچند آن زمان هنوز خودم هم این را نمی‌دانستم.

وقتی علم، مسیر را تغییر داد

بعد از مطالعه‌ی کتاب A Mind for Numbers و گذراندن دوره‌ی Learning How to Learn، احساس کردم پاسخ این سؤال را باید در جای دیگری جست‌وجو کنم.برای اولین بار با مفاهیمی مانند انعطاف‌پذیری عصبی، حافظه، تمرین مؤثر، تمرکز و یادگیری از دیدگاه علوم اعصاب آشنا شدم.کم‌کم متوجه شدم که اگر قرار است آموزش تغییر کند، فقط جذاب‌تر کردن محیط یادگیری کافی نیست.باید شرایطی فراهم شود که خودِ فرآیند یادگیری نیز با آنچه علم امروز درباره‌ی مغز می‌داند، هماهنگ باشد.به همین دلیل، تصمیم گرفتم مسیر را تغییر دهم.ایده‌ی یک بازی، کم‌کم به ایده‌ی ساخت یک اپلیکیشن آموزشی تبدیل شد؛ اپلیکیشنی که بتواند بستری برای استفاده از تکنیک‌های مدرن یادگیری در آموزش ریاضی باشد.در این مرحله، دیگر این مسیر فقط متعلق به من نبود.کم‌کم اعضای تیم به این ایده پیوستند، تیم توسعه شکل گرفت و با تلاش همه‌ی اعضا، اپلیکیشن را طراحی و پیاده‌سازی کردیم. خوشبختانه، این تلاش‌ها به دریافت مجوز دانش‌بنیان نیز منجر شد؛ اتفاقی که برای ما دلگرم‌کننده بود و نشان می‌داد در مسیر درستی حرکت می‌کنیم.اما هنوز مهم‌ترین کشف ما، در پیش بود.

مشکلی که هیچ فناوری‌ای آن را حل نمی‌کرد

بعد از توسعه‌ی اپلیکیشن، آن را با تعدادی از دانش‌آموزان آزمایش کردیم.هرچه بیشتر بازخوردها را بررسی می‌کردم، بیشتر احساس می‌کردم یک جای کار درست نیست.اپلیکیشن از نظر فنی خوب پیش می‌رفت.رابط کاربری جذاب بود.امکانات متنوعی داشت.دانش‌آموزان از کار کردن با آن لذت می‌بردند.اما…هنوز اتفاقی که انتظارش را داشتیم رخ نمی‌داد.بعد از مدتی، دلیلش را پیدا کردیم.مشکل اصلی، نه طراحی اپلیکیشن بود، نه gamification و نه فناوری.مشکل، محتوا بود.ما تلاش کرده بودیم تجربه‌ی یادگیری را مدرن کنیم، اما هنوز همان محتوایی را آموزش می‌دادیم که سال‌ها بر پایه‌ی حفظ کردن، انتقال مستقیم اطلاعات و حل تمرین‌های تکراری شکل گرفته بود.در آن لحظه، به یک نتیجه‌ی مهم رسیدیم:اگر محتوا تغییر نکند، حتی بهترین فناوری‌ها هم نمی‌توانند یادگیری را متحول کنند.

از ساخت محصول، به بازطراحی آموزشاز آنجا، مسیر تحقیق و توسعه‌ی ما برای سومین بار تغییر کرد.این بار دیگر سؤال اصلی من این نبود که:«چگونه اپلیکیشن بهتری بسازیم؟»بلکه این بود:

«اصلاً آموزش خوب چه ویژگی‌هایی دارد؟»

ماه‌ها مطالعه، برگزاری رویدادها و کارگاه‌های آموزشی، بررسی پژوهش‌های علوم شناختی، علوم اعصاب، نظریه¬های یادگیری و گفت‌وگو با متخصصان آموزش، کم‌کم تصویر کامل‌تری پیش روی ما قرار داد.در این مسیر با رویکردهایی مانند Teaching for Mastery، Big ideas in Mathematics و ده‌ها ایده‌ی دیگر آشنا شدیم.هرچه بیشتر یاد می‌گرفتیم، بیشتر متوجه می‌شدیم که مسئله فقط استفاده از چند تکنیک جدید نیست.اگر بخواهیم یادگیری عمیق، ماندگار و لذت‌بخش باشد، باید خودِ آموزش را از نو طراحی کنیم.

امروز چرا اینجا هستیم؟

امروز، مأموریت ما فقط ساخت یک اپلیکیشن یا تولید محتوای آموزشی نیست.ما تلاش می‌کنیم پلی میان پژوهش‌های معتبر علم یادگیری و تجربه‌ی واقعی دانش‌آموزان بسازیم.در بخش “رویکرد ما” درباره‌ی فلسفه‌ی آموزشی و ایده‌هایی می‌نویسیم که مسیر ما را شکل داده‌اند.در بخش “علم یادگیری مدرن”، تلاش می‌کنیم یافته‌های علوم شناختی و علوم اعصاب را با زبانی ساده و مستند توضیح دهیم.و در بخش “سفرهای یادگیری”، سعی کرده‌ایم همه‌ی این آموخته‌ها را در عمل پیاده کنیم.ما آگاهانه ریاضیات را به عنوان نقطه‌ی آغاز انتخاب کرده‌ایم؛ زیرا معتقدیم ریاضی یکی از بهترین بسترها برای نشان دادن قدرت یادگیری مفهومی و آموزش برای تسلط است.به همین دلیل، مفاهیم ریاضی را نه به صورت فهرستی از فرمول‌ها، بلکه به شکل روایت‌هایی منسجم، به‌هم‌پیوسته و هدفمند طراحی کرده‌ایم؛ روایت‌هایی که تلاش می‌کنند علاوه بر ایجاد درک عمیق، لذتِ یاد گرفتن را نیز به دانش‌آموز هدیه دهند.

این فقط آغاز راه است...

اگر امروز از من بپرسند داستان این استارتاپ را در یک جمله خلاصه کن، احتمالاً این را خواهم گفت:من فکر می‌کردم باید یک بازی بهتر بسازم؛ اما در طول مسیر فهمیدم آنچه بیش از هر چیز نیاز به بازطراحی دارد، خودِ آموزش است.از آن روز تا امروز، این باور هر روز در من پررنگ‌تر شده است که تقریباً همه‌ی انسان‌ها توانایی یادگیری عمیق را دارند، اگر آموزش با شیوه‌ی یادگیری مغز هماهنگ باشد و یادگیری به صورت فعالانه اتفاق بیفتد.این باور، نقطه‌ی شروع مسیر من بود.و امروز، مسیر مشترک ماست.

آیدا اسدی مجد

بنیان‌گذار و مدیرعامل “آغازین یار دنیای امروز”

نظرات دانش آموزان